خرید بک لینک

نمیدونم چرا کمتر وقت میکنم بیام بلاگفا و خاطرات گل پسری رو بنویسم .  هفته ای سه روز میره مدرسه . ژیمیناستیک و کامپیوتر دارن . فعلا دوستی پیدا نکرده میگه با اینکه کارهای خنده دارم می کنم اما هنوز با کسی دوست نشدم . راستین همکلاسی مهدش هم تو همین مدرسه هست ، میگه ولی اون مسخره بازی دراورده و کلی دوست جدید پیدا کرده! و من چون از اون دسته مامانهای همیشه نگرانم دلواپس شدم . عادیه بعد 6 جلسه مدرسه دوستی نداره ؟ البته میگه ساعت تفریح که میشه من میدوم و بقیه بچه ها دنبال من میدون .  می گه از بچه های کلاس بالاتر هم میترسم. حالا من موندم  و کلی توضیح در مورد دوست یابی و دفاع از حق و حقوق !! کجاست یارو که می گفت آرتین رو ... بار اوردیم !!! یادمم میاد لجم میگیره   نوشته شده توسط مامان آرتین در سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۵ ساعت موضوع | لینک ثابت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 15 دی 1401 ساعت: 12:17

اولین دندون آرتین افتاد . پسرم بزرگ شده

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:03

سال 1395 هم اومد . امسال گل پسر میره کلاس اول . و من درگیر انتخاب یه مدرسه خوب هستم .

نوشته شده توسط مامان آرتین در دوشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ساعت موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:03

بالاخره آرتین رو تو یه مدرسه هوشمندثبت نام کردم که تا ساعت 2 تو مدرسه ان و

ناهار و صبحونه هم میخورن . امیدوارم که انتخابم درست باشه.

نوشته شده توسط مامان آرتین در چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت موضوع | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:03

این روزها آرتین خان ما علاقه اش به نقاشی خیلی زیاد شده . همش در حال کشیدن و رنگ کردنه . خیلی هم قشنگ میکشه .مامان قربون پاهای بلوریش بره . هههه هههه

تو مهد هم روباتیک و بلز ثبت نام کردیم و عاشق کلاس روباتیکه.

تو خونه سرگرمیش تبلت ، تلویزیون و نقاشی هست . بعد این کارها هم با لگو شمشیر های مختلف میسازه و نقش تکاوران سامورایی میگیره و با شمشیر اورمضان ! میجنگه .

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

پنجشنبه تولد حضرت علی و روز پدر رفتیم نشتارود . واقعا عالی بود و خوش گذشت . خصوصا به آرتین که با بچه های هم سن و سالش بازی کرد . از بازهای کامپیوتری تا شن بازی کنار ساحل و گل بازی تو باغچه ، تا پریدن از پله ها و افتادن رو رختخوابها.

چه خوبه بشه چند وقت یبار از این دورهمی داشت تا بچه ها با همسالاشون وقت بگذرونن.

برچسب: تعطیلات, نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

چند روزیه تو خونه با آرتین ورزش میکنیم.

آرتین : مامان تو تا پیر بشی هم میخوای ورزش کنی ؟

بعد انگار ناراحت شده باشه گفت : منظورم تا وقتی بزرگ شی بود !

گفتم : مامان پیری هم بد نیست یه مرحله از زندگیه . همه پیر میشن .

گفت : اره اشکال نداره بمیری هم میری پیش خدا دیگه !!! اصلنم بد نیست !!!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

آرتین ما آرین پسرخاله اش رو خیلی دوست داره . هر چند وقتی با هم

هستن اغلب در حال کل کل و بازیهای خطرناکن .

آرتین : من خاله آیدا رو خیلی دوست دارم آخه آرین رو به دنیا آورده . اما ای

کاش ما ! به دنیاش می آوردیم میشد دادادش من !!!!

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

چقدر سال و ماه زود میگذره، انگار همین دیروز بود که آرتین به دنیا اومده بود . کلاس اول مثل برق و باد گذشت . یه سختی هایی داشت اما در کل خوب بود .

یادمه آرتین از بچگی به ماشین پژو می گفت پژرو . اولین بار که تو تابلوی مغازه دید نوشته تعمیرات پژو فکر کرد اشتباه نوشتن. از من و باباش هم پرسید اما باز شک داشت که پژو درسته یا نه. بعدا تو کتاب که دید نوشته پژو ، دیگه براش ثابت شد که واقعا پژو درسته نه پژرو.

وقتی حرف ق رو خوندن بهم گفت مگه ما نمی گیم وخت پس چرا می نویسیم وقت!!!

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

الان گل پسر کلاس دوم دبستان هست. خیلی خوب کتاب می خونه و خطش هم خیلی خیلی خوبه. هنوزم به نقاشی علاقه داره و چند ماهی هم هست کلاس پیانو میره .

معلومات آرتین خان زیاد شده و الان دیگه در مورد حرکت وضعی و انتقالی زمین و چگونگی بوجود اومدن شب و روز و سال و ماه اطلاع داره ، در مورد چگونگی تصفیه آب می تونه توضیح بده و به تصفیه خونه رفتن و مقسن های ( مخزن) بزگ نگهداری آب رو دیده و در موردش گزارش نوشته و .....

برچسب: نویسنده: پندار پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

صفحه بندی